|
جنبش مشروطیت / روزنامک به شعر گریه کنم به انتظار ِ فردایی که نیست هیچ صدایی به غیر ِ تنهایی به یک اشاره ی حسم سریع بچه شوم بخندم از ته ِ قلبم به بیت ِ بالایی میان خاطره ها هی ترانه خوان باشم برای کودک ِ غم به رسم ِ لالایی و باز بشنوم از کودکان ِ اطرافم که خوب بود بخوان هم، دوباره بابایی و دود و پاکت ِ خالی و این همه حسرت چقدر شعر کشیدم برای رویایی زمان رها شده پس دیر و زود مطرح نیست منم.... و هیچی و این لحظه های دریایی و گرم خود شده ام یک کلاف سر در گم همین فقط که بچرخم همیشه اینجایی که نقش من شده هامون که دل به دریا زد همان که بود نقش ِ خسرو شکیبایی منم همین دو سه خط شعر یا نه: دیوانه + سه شنبه هفتم خرداد 1387 |
|
| ||||||