|
جنبش مشروطیت / روزنامک من کدامم این منم یا... با کدامم می زنم یک لگد، اُه مشت، خوردم یا زدم من نه منم درد دارم یا بخندم؟ قاتلم؟ مقتول؟ مُردم؟ نه فرار راحتم، دردی ندارم.... یا پر از غم، بی قرار مانده ام یا می دوم شاید دویدن بهتر است می دوم، حتا کمی هم برنگشتم محشر است گم شدم در یک خیابان، بین افراد زیاد خسته اما راضی از رفتن، نماندن مثل باد حس مردن در تمامم پخش شد روی زمین من نرفتم مانده بودم غرق آهنگ معین: "من رسیدم رو به آخر..." گریه کردم بی صدا از غروب ِ بی طلوعم در سکوتی بی فضا باز هم دیدم خودم را در خیابان شلوغ بین جمعیت، حقیقت بود، این یا یک دروغ عابری کتفش به کتفم می خورد: "کوری مگر؟" من خودم بودم کی ام من این منم او من اگر؟ ناگهان در پیش چشمم یک خیابان من شدند در میان ِ بهت ِ من مشغول ِ خندیدن شدند مانده ام یا می دوم اصلن کجایم خواب ِ خواب؟ یک نفر آخر بگوید این سوالم را جواب می رسد دستی بلندم می کند من مات او می شوم خیره به تصویر خودم از روبرو + جمعه هفدهم خرداد 1387 |
|
| ||||||