|
جنبش مشروطیت / روزنامک يكي از پرسشهاي بنيادين كه براي اصلاح جوامع همواره مطرح است اين است كه آيا انقلاب مي تواند راه را براي اصلاح جوامع باز كند يا نه؟ در اوايل قرن بيستم اين تفكر كه جوامع را مي توان با انقلاب اصلاح كرد رواج داشت .يعني اعتقاد بر اين بود كه انسان ها محصول جامعه خويش هستند و اين گونه نيست كه جوامع ساخته فكر و ابتكار انسان ها باشند. در نتيجه براي اصلاح پيشنهاد مي شد كه كل نظام زيربنايي دگرگون شود تا راه اصلاح باز شود . اما تجربه نشان داد كه اين روش نمي تواند موثر باشد ، بلكه به جاي تحولي كلي و انقلابي ،بايد هر مسئله در جاي خود رسيدگي و درمان گردد و راه علمي اين است كه با مسائل تك تك و موردي برخورد شود.فايده اي كه اين روش دارد آن است كه مسيري قابل يرگشت دارد و با آزمون و خطا مي توان به راه حل بهتري دست يافت بدون آن كه هزينه اي سنگين به وجود بياورد . البته بايد در نظر داشت كه براي اين منظور بايد حداقلي از دموكراسي وجود داشته باشد تا راه براي اصلاح بدون خونريزي مهيا گردد. حال سوال اساسي اين است كه در جوامع توتاليتر و استبدادي مي توان از اين روش يعني مهندسي گام به گام سود برد ؟ و اگر راهي وجود دارد چگونه ؟ + جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 |
«من آدم ها را همان گونه كه هستند دوست دارم، با تمام كثافت ها و با تمام حقه بازي ها و بديهايشان.من صداي آنها را ،دست هاي گرمشان را و پوست بدنشان را دوست دارم، نگاه مضطربشان و مبارزه ي نوميدانه اي را كه هر كدامشان در مقابل درد و رنج مي كنند ،دوست دارم. از نظر من اين كه در دنيا يك آدم كمتر باشد يا زيادتر مهم است.»* «مردم؟ من چرا مردم را دوست داشته باشم؟ آيا آنها مرا دوست دارند؟.......آدم هاي فعلي مورد علاقه ي من نيستند. آدم هايي كه بعدها مي توانيم تربيت كنيم مورد علاقه ي منند.»* اين دو ديدگاه نشان دهنده ي جهان بيني خيلي از انسان هاست . البته لزوما نه به اين معنا كه ما در يكي از اين دو گروه قرار مي گيريم . به نظر من اين كه ما همه ي انسان ها را دوست داشته باشيم . به افكار و عقايد و سلايق آنها به ديده ي احترام بنگريم و آنها برايمان مهم باشند حتي اگر رفتار و افكارشان را نمي پسنديم ، همراه با اين كه سعي كنيم بر مبناي صداقت، افكار و رفتار خود را تبليغ كنيم، سازگار است. به عبارت ديگر احترام به همه ي انسان ها چيزي از مسئوليت ما به عنوان يك انسان صاحب انديشه در مقابل ساير انسان ها كم نمي كند و نبايد در قبال انسان ها موضع انفعالي داشته باشيم. *بر گرفته از نمايشنامه « دست هاي آلوده» اثر « ژان پل سارتر» + چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 |
در حالي كه مقامات ايران بر ادامه پروژه هسته اي تاكيد دارند، آمريكا و اتحاديه اروپا خوستار توقف اين برنامه هستند . مقامات ايراني پس از تصويب قطعنامه اي كه مهلتي دو ماهه به ايران براي توقف برنامه ي هسته اي مي داد، آن را رد و بر ادامه برنامه هسته اي تاكيد كردند و به نظر نمي رسد از اين موضع دست بردارند كه اگر مي خواستند چنين كنند، قبل از تصويب قطعنامه چنين مي كردند.از طرفي حكومت با توجه به اين كه بارها در داخل عبور از اين پروژه را خط قرمز خود معرفي كرده ، در صورت موافقت با توقف، اعتبار خويش را از دست رفته مي بيند.اين در حالي است كه مهلت شوراي امنيت به زودي به پايان مي رسد و قطعنامه ي بعدي عواقب بدي براي ايران در پي دارد . از سوي ديگر شواهد دال بر اين دارد كه آمريكا طرح ها و تداركتي براي حمله نظامي به ايران در نظر گرفته است .برخي تحليلگران بر اين عقيده اند كه درگيري بين ايران و ايالات متحده ناگزير صورت مي گيرد هر چند ممكن است با مسكن هايي موقتا اين درگيري به تعويق بيفتد. خب ، تا اينجاي قضيه را همه مي دانند و اين روزها بارها درباره اش شنيده و يا خوانده اند ولي اين كه چه بايد كرد را همه نمي دانند يا بهتر بگويم كسي نمي داند. ما ايراني ها دوست داريم ، روزي به عظمت گذشته هاي دورمان برگرديم و به اين خاطر آرزوهاي بلندي در سر مي پرورانيم . اين كه در آينده انرژي مسئله ي اصلي در جهان خواهد بود و كشورهايي كه بتوانند از پس تامين آن برايند مي توانند در معادلات جهان حرفي براي گفتن داشته باشند، حرف بي راهي نيست و شايد به همين دليل است كه خيلي ها فكر مي كنند كه در بحث هسته اي نبايد كوتاه آمد كه اگر كوتاه بياييم به اين آرمان ايراني هرگز نخواهيم رسيد ولي حالا با وجود اين شرايط دشوار چه بايد كرد؟ طرف مقابل نيز محكم ايستاده و حتي حاضر است دست به هر كاري بزند كه عواقب وخيم آن ممكن است تا سالهاي دراز ما را زمين گير كند به نحوي كه ديگر نتوانيم از جايمان بلند شويم و نه تنها عظمت گذشته را باز نيابيم كه اصلا ايرانمان را از هم گسيخته و هر تكه اش را در جاي ديگر ببينيم. واقعا در اين شرايط تصميم درست چيست و آيا راه حلي وجود دارد كه ما را به انرژي هسته اي برساند و به تقابل نرساند؟ من در هيچ كدام از تحليل هايي كه اين روزها خواندم راه حل مشخصي براي اين موضوع نديدم و به ذهن خودم هم راهي نمي رسد ولي به نظر من، اگر دولتي دموكراتيك به معناي واقعي در ايران وجود داشت،ما خيلي راحت تر مي توانستيم به اين حق و ساير حقوق خويش برسيم ولي حيف و صد حيف كه ..... + یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 |
نسل پيش از من در سال 57 انقلاب كرد . انقلابيون سال 57 را طيف هاي گوناگون با آرمان هاي متفاوت تشكيل مي دادند كه همه ي آنها تنها در يك چيز و آن هم اعتراض نسبت به وضع موجود، شباهت داشتند. برخي بر آزادي تاكيد داشتند و برخي بر عدالت و برخي ديگر بر اسلاميت.در آن شرايط هر كدام از ظن خويش يار انقلاب شدند و انقلاب را دروازه ي آرمانشهر خويش دانستند. بالاخره انقلاب با ملغمه اي از شعار ها و آرزوهاي متفاوت و گاه متضاد به پيروزي رسيد و انقلابيون خوشحال از اين كه بالاخره توانسته اند منشا اثري شوند و به زودي در مسير آرمانشان حركت كرده و جامعه مطلوب خويش را مي سازند. ولي آيا امكان داشت همه به مراد دل خويش برسند ؟ آيا آن آرمان ها مي توانستند مجالي براي حركت پيدا كنند و يا ناچار مي بايست يكي ديگران را از ادامه مسير باز دارد؟ متاسفانه در عمل گروهي كه شايد نماينده هيچ يك از طيف هاي اصلي انقلاب نبود، كم كم توانست جريان امور را در دست بگيرد و حالا مي بايست بقيه آرمانشان را كنار گذاشته و با آنها همراه شوند و يا متهم به خيانت در انقلابي كه خود در آن نقش داشتند شوند. همان آرماني كه در راهش سختي ديدند ، شكنجه ها تحمل كردند، خون دلها خوردند و انقلابش را به پيروزي رساندند، زنجيري شد به پاهيشان . پاهايي كه ديگر نمي توانست قدمي از قدم بردارد كه اگر چنين مي كرد به انقلاب پشت كرده بود. لینک های مرتبط: + پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 |
پيشنهاد جالبي را خواندم كه مي تواند ابتكاري خوب براي رساندن صداي مردم به دولت باشد.پيشنهاد اين است كه در روز 22 بهمن مردم نسبت به سياست هاي نادرست دولت عكس العمل نشان دهند.به نظر من اين پيشنهاد تنها نبايد در حد يك پيشنهاد ژورناليستي باقي بماند . مي توان از اين فرصت استثنايي به خوبي سود جست . براي اين كه اين پيشنهاد عملي شود بايد گروه هاي مختلف منتقد و عقلاي قوم هر چه زودتر در اين چند روز باقي مانده تا روز 22 بهمن جلسه هاي هم انديشي براي سازماندهي اين حركت داشته باشند . آنها مي توانند نظرات خود را در اين جلسه ها جمع بندي كنند و اولويت هايي كه امروز براي ايران و مردم مهم هستند را مشخص كرده و در قالب شعارهايي كوتاه و مناسب از طرقي كه امكان دارد قبل از روز 22 بهمن به مردم برسانند. به نظر من مي توان از مردمي كه با اين شعارها موافقند خواست در روز راهپيمايي در محلهايي معين حضور یابند تا يكپارچگي داشته باشند و حركت اثر گذار باشد. بايد در نظر داشت كه شعارهايي كاربردي و غير تنش زا مطرح گردد تا بهانه اي به دست كساني كه مقاصدي غير مسئولانه دارند داده نشود . به لینکهای زیر هم سری بزنید: + دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 |
این روزها مردم گوششان پر از نغمه هایی است از سمفونی های مختلف دولت نوازنده. دولتی که با سمفونی شعار گوشها را نوازش داد و بعد از مدتی، سمفونی های بی لیاقتی و بی خردی را روی صحنه آورد و نغمه های ناموزون فقر و سلب آزادی را با آهنگی گوش خراش تر به اجرا گذاشت. و حالا با سمفونی جدیدی طبل جنگ را به صدا در می آورد.
این روزها صداها و آهنگهای گوناگونی به گوش می رسد، ولی این آهنگها آنقدر ناموزون و نا زیباست که به جای آرامش، اضطرابی عمیق و غریب را در دل ایرانیان به وجود آورده است. + جمعه سیزدهم بهمن 1385 |
در اين دو روز كتاب « درس هاي قرن بيستم » كه شامل دو مصاحبه و دو گفتار از كارل ريموند پوپر است را خواندم. پوپر فيلسوف معاصر اتريشي (1994-1902) و نويسنده كتاب مهم و تأثيرگذار « جامعه ي باز و دشمنان آن » است. او را به عنوان مدافع آزادي و منتقد انواع حكومت هاي توتاليتر و مطلقه مي شناسند. او مخالف تاريك انديشي در زمينه هاي مختلف اعم از ايدئولوژيكي، مذهبي و ناسيوناليستي بود. قبلاً من كتاب » جستجو همچنان باقي » كه يك زندگينامه ي فكري و خودنوشت از پوپر است را خوانده بودم. در آن كتاب پوپر سير تحولات فكري خود را نوشته بود. اما كتابي كه ديروز و امروز مطالعه كردم، شامل دو بخش بود: بخش اول شامل دو مصاحبه با پوپر توسط روزنامه نگار ايتاليايي جيانكارلو بوستّي است كه در سالهاي 91 و 93 انجام شده است. مصاحبه اول به موضوعاتي نظير ماركسيسم و كمونيسم و صحبت درباره ي ساخاروف دانشمند روسي و نيز بحثي بر عليه تاريخ گرايي است. در مصاحبه دوم در مورد جنگ بالكان و نيز هشدار در مورد خطري كه تلويزيون مي تواند براي بشريت داشته باشد، صحبت كرده است. بخش دوم اين كتاب كه برايم جالب و خواندني بود از دو گفتار با عناوين «تأملاتي در باب نظريه و عمل دولت دموكراتيك » و « آزادي و مسئوليت روشنفكران » تشكيل شده است. من به چند قسمت كليدي اين دو گفتار اشاره مي كنم: او در جايي از كتاب از قول چرچيل مي گويد: « دموكراسي بدترين نوع حكومت است، به جز ساير انواع حكومت كه همه ي آنها از دموكراسي بدترند. » او اصل كليدي دموكراسي را احتراز از ديكتاتوري و نيز احتراز از شكل حكومتي كه حكومت قانون نباشد، مي داند. براي او حكومت قانون يك اولويت مطلق است. پوپر عقيده دارد حكومت دموكراسي نه به معناي حكومت مردم كه به معناي قضاوت مردم است. او مي گويد به جاي پرسش افلاطوني « چه كسي بايد حكومت كند؟ » بهتر است اين پرسش را مطرح كنيم كه « چگونه مي توانيم يك قانون اساسي تدوين كنيم كه به ما اجازه دهد خود را بدون خونريزي از شر دولت حاكم نجات دهيم؟ » يك مطلب جالب ديگر از اين كتاب: « آزادي مهم تر از برابري است. تلاش براي تحقق برابري موجب به خطر افتادن آزادي مي شود و اگر آزادي از دست برود، براي افراد غير آزاد حتي برابري هم نخواهد بود. » + سه شنبه دهم بهمن 1385 |
امروز وقتي با تاكسي به خانه بر مي گشتم ، راديوي تاكسي صحبت هاي يكي از سخنران هايي را كه اين چند ساله صدا و سيما و برخي جريان ها معروفش كرده اند،پخش مي كرد. ايشان مي گفتند: «مي بايد فرهنگ سياسي مردم را افزايش داد» و بعد به لحني تمسخر آميز از قول مردم ادامه دادند كه: « اِ ... حاج آقا ... شما ديگه چرا .. شما هم كه داري حرفاي اين دوم خردادييا رو تكرار مي كني....توسعه سياسي ديگه چيه .» و بعد ايشان گفتند : « اين حرف اونا درست بود منتها حرف درستي بود كه ازش باطل اراده كرده بودند..... توسعه سياسي يعني فرهنگ سياسي مردم رو بالا ببريم و فرهنگ سياسي مردم هم با صحبت درباره سه چهار تا زنداني ملي مذهبي كه بالا نمي ره. آيا مسئله مردم اينه يا چيزاي ديگه؟ چند تا روزنامه كه نمي تونن فرهنگ سياسي مردم رو بالا ببرن . دوم خرداديا مي گفتند روزنامه ها رو آزاد بگذاريد تا توسعه سياسي ايجاد بشه ..... روزنامه آزاد باشه كه هر فحش خوار مادري خواست بده؟ هر دروغي خواست بنويسه...... توسعه سياسي از نظر اونا يعني ژورناليسم دروغ پرداز.» ايشان در توضيح فرهنگ سياسي گفتند:« فرهنگ سياسي يعني اينكه مردم از آقا بخواهند بر همه دستگاه ها نظارت كنند و نتيجه نظارتشان را به مردم بگويند. شما ديديد كه در سفرهاي آقا به استان ها چقدر مشكلات مردم حل شد . آقا كه مثل من و شما نيستند كه با گزارش هاي آبكي راضي شوند . حقيقتا وقتي كه آقا مي خواهند به استاني سفر كنند مسئولان استان بدنشان به لرزه مي افتد ..... بعضي می گويند با روزنامه مي شود جلو نابساماني ها را گرفت و حرف راست زد.... آقا روزنامه مي زني ، خوب من هم روزنامه مي زنم . حرف راست مي زني ، خوب من هم حرف راست مي زنم .... اين جوري كه فرهنگ سياسي بالا نمي ره.» ايشان كه از شاگردان مصباح هستند و به گروه حاكم تعلق خاطر دارند، پس از اينكه در انتخابات نتوانستند موفقيتي كسب كنند، حالا در صدد بالا بردن فرهنگ سياسي مردم هستند. پاورقي: يكي از دوستان پرسيده بود شاعر شعر پست قبلي كيه؟ خب... بعضي وقتا كه بيكار بشم كلمه ها رو اينجوري سر هم مي كنم. حالا شايد اسمش شعر هم نباشه. پی نوشت: باخبر شدم که سه تن از فعالان جنبش زنان بازداشت شده اند. دعا کنیم هرچه زودتر آزاد شوند. + یکشنبه هشتم بهمن 1385 |
عشق بمرده در جهان ، نيست خدايي اين زمـــــان ني به دلـي زبانه اي ، مي خورد از شرار جــــان شعله و شمعمان خموش است و شب از سياه دل تا به افق بوده و هست، مثل هميشه، همچنان اين طمعــي كه بستــــه ام جام تو را كه نـوشمش آمد و گفت مدعـــي، جام، تهي است بي گمـان « كيست كه تن چو جام مي جمله دهن نمي كند» گر كه تو عشــق خويش را، بر همگان كني عيـان رفتـــــــــه به پاي آبلــــــــه، راه دراز اين دلـــــــــم نيست اثر ز روي او ، نيست مــــــرا ز او نشــــــان باز رسيده ام به خويش بعد سفر به بي كــــــــران گفته ي من همـــــان انا الــحق بود و دهم زبــــان + جمعه ششم بهمن 1385 |
ديروز آقاي احمدي نژاد لايحه بودجه سال 86 را تقديم مجلس كرد. به نظر مي رسد مشكلات دولت در سال آينده نيز همچنان ادامه يابد و حتي افزايش يابد. به عقيده ي كارشناسان، نرخ تورم در سال آينده روند افزايشي بيشتري خواهد داشت. امسال هم با افزايش 36 درصدي نقدينگي، شاهد افزايش تورم بوديم كه نتيجه ي آن اين روزها به روشني در جامعه ملموس و در اقلام مختلف، خصوصاً مسكن نمود بارز پيدا كرده است و گوجه فرنگي به نمادي براي اين تورم تبديل شده است كه بي شك افزايش قيمت ها تنها محدود به اين دو نيستند. از مشكلات ديگر پيش روي دولت، كاهش قيمت نفت است كه مي تواند پاشنه آشيل اصلي دولت باشد. اين در حالي است كه دولت برخلاف وعده هاي خود، نتوانسته مشكلاتي نظير بيكاري را كه زمينه ساز مشكلات ديگر در جامعه است، برطرف سازد. جهت گيري هاي دولت براي حل اين مشكلات نيز نمي تواند چشم انداز اميدبخشي پيش روي كشور قرار دهد. دولت خود عامل تشديد كننده نابساماني هاي اقتصادي و همچنان مصر بر سياست هاي غلط پيشين است. از طرفي علاوه بر اين سياست هاي نادرست اقتصادي، در زمينه مسائل سياسي داخلي و خارجي نيز سياست هاي دولت موجب ايجاد مشكلات جديدي براي كشور شده است كه مي توان از عدم سرمايه گذاري موسسات مالي و اعتباري دنيا در صنايع نفت ايران و محدود شدن فعاليت بانك هاي ايران در كشورهاي ديگر و تحريم هايي كه احتمال افزايش آن نيز مي رود نام برد. چيزي كه باعث نگراني بيشتر مي شود و از تمام سياست هاي نادرستي كه بر شمرده شد خطرناك تر است، عدم صداقت و شفافيت دولت و بي توجهي به انتقادات و نصايح خيرانديشان است. چيزي كه به وضوح در صحبت هاي ديروز رئيس جمهور به چشم مي خورد. + دوشنبه دوم بهمن 1385 |
|
| ||||||