|
جنبش مشروطیت / روزنامک امشب فيلم مستندي از شبكه چهار درباره سواحل شمال ديدم. فيلم از زبان خبرنگار يك روزنامه بود كه مي خواست گزارشي از سواحل شمالي و حريم درياي خزر تهيه كند. او ابتدا به سواحل استان مازندران رفت. پس از گذر از كنار انواع ساختمان هاي دولتي و خصوصي و ويلاهاي كوچك و بزرگ كه جلوي دريا را گرفته بودند، راهي به سوي ساحل پيدا كرد. (طبق قانون هر ششصد متر مي بايست مسيري به ساحل باز باشد.) مسير بسيار شلوغ بود و ساحل دريا مملو از جمعيتي بود كه براي به اصطلاح تفريح و سپري كردن تعطيلات خود به آنجا آمده بودند. نمي دانم اسم اين را مي شود تفريح گذاشت يا نه. ساحل بدون ماسه و پر از زباله. ساحل درياي مازندران به تدريج عاري از ماسه مي شود، زيرا اين ماسه ها در ويلاهاي بي قواره نزديك به ساحل به كار مي رود و جاي ماسه ها را سنگهاي بسيار بزرگ پر مي كند تا دريا پا بر ويلاهاي بدريخت نگذارد. هر روز صبح، دزدي ماسه هاي باقيمانده در سواحل ادامه دارد. متأسفانه سواحل گيلان هم وضع بهتري نداشت. همان ساختمان هاي بي قواره كه در جاي جاي شاليزارها و دامنه هاي سر سبز و حريم دريا سر بر آورده اند. تنها جايي كه تقريباً بكر مانده بود و در حريم ساحل، ساخت و سازي نشده بود و آن خبرنگار مي توانست در ساحلش قدم بزند و از دريا و طبيعت و ساحل آرامش لذت ببرد، سواحل تالش بود. تصوير نمادين اين فيلم مستند هم كودكي را در كنار ساحل نشان مي داد كه مشغول ساختن يك قلعه شني بود و بلافاصله پس از ساخت قلعه شني نگاهي معنادار به آن كرد و فوراً آن را خراب كرد. + جمعه بیست و نهم دی 1385 |
هر روز در رسانه هاي گوناگون يا در پيرامون خويش، دردهايي را مي بينم كه مردماني گوناگون بدان دچارند و اين دردها از بيداد ديگر همسانانشان بر سرشان آمده است. هر روز مي بينم مردماني، مردم ديگر را مي كشند يا به بند مي كشند يا بي خانمان مي كنند يا اندوهناك و گريان. چرا؟ تنها از اين رو كه مي پندارند انديشه خويش را كه برترين است مي بايد بر ديگران چيره سازند و يا مردماني مي خواهند بر ديگران بزرگي و برتري داشته باشند و از اينكه ديگران همراه با آنانند و بر انديشه آنان مي روند، شاد و خشنود شوند. گويي مردمان عروسكاني در دست اينانند و بازيچه اينان. گاه با انگيزه اي آزمندانه،گاه ديني و گاه كشور گشايانه بي آزرمي را پيشه ي خويش مي سازيم كه هر انگيزه اي داشته باشيم، خودخواهيم. و در پس تمام دردها، خودخواهيمان نهفته است. باز با خود مي انديشم چرا هيچ گاه همگنان نتوانستند يا نخواستند در يك چيز و آن هم زندگي آزاد در كنار هم با يكديگر همراه و هم آواز شوند. مگر اين همه درد را پس از هزاران سال كه از زندگيشان مي گذرد، بارها و بارها نديده اند؟ چرا اين آرمان چند هزار ساله نبايد به يك انديشه ي يكسان برسد؟ مگر نه اين است كه ما از يك گوهريم؟ مگر نه اين است كه زندگيمان كوتاه است؟ مگر نه اين است كه ما به يكديگر نيازمنديم؟ مگر نه اين است كه جايگاه همگيمان زمين است؟ پس چرا چنين مي كنيم؟ چرا براي يك بار هم شده دست از تعصب ها و لجاجت ها باز پس نمي كشيم؟ كاش روزي آرمان زندگي و زندگي نيك در كنار هم، در انديشه ي همگنان راه يابد و حيات را براي همه و همراه با آزادي در نهادمان نهادينه كند. + چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 |
معضلي كه از ساليان پيش با شدت و ضعف در هر زمان و هر حكومت و دولتي در ايران تداوم داشته، مسئله ي مميزي آثار هنري و حتي علمي است. ما اگر خواستار پيشرفتيم و اگر مي خواهيم توليد فكر داشته باشيم، با سانسور به جايي نخواهيم رسيد. در ايران با برخوردهايي كه با اصحاب انديشه صورت گرفته علاوه بر سانسور دولتي، نوعي خودسانسوري هم در اغلب قلمها نهادينه شده كه اين آفت رشد انديشه است. اين كه ما هر چيز را در لفاف و با انواع كنايات و استعارات بيان كنيم، در روحيه ايراني رسوخ كرده و برخلاف بعضي كه عقيده دارند اين چندان بد نيست و باعث ايجادخلاقيت هايي مي شود، من به شدت با آن مخالفم و اعتقاد دارم اين خلاقيت هايي كه از آن سخن مي گويند دور باطلي ايجاد كرده كه مسير توليد انديشه را سنگلاخ و طي طريق در آن را بسيار كند نموده است. + دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 |
اين روزها اجاق گراني گرم كننده تر از قبل شده است، برخلاف بخاري هاي بعضي مناطق كه بخاري ندارند. آقاي احمدي نژاد هم براي آوردن هيزم به برخي كشورهاي آمريكاي جنوبي سفر كرده اند تا اين اجاق را با هيزم آنان گرمتر نمايند. ايشان در هنگام ترك تهران ابراز اميدواري كردند گرماي اين اجاق بتواند سردي بخاري هاي مردم را جبران كند و اگر زيادي گرمشان شد، مهرورزي به يكديگر را فراموش نكنند. هنگام ترك تهران، آقاي محمدي گلپايگاني با آقاي احمدي نژاد درگوشي حرفهايي زدند كه عادل فردوسي پور در برنامه نود با علم لب خواني توانست پرده از راز آن بردارد و اينك متن پياده شده اين صحبت درگوشي: - محمود كجا ميري تو اين هواي برفي.... مي چاييا.... - نه مواظبم. - مشقاي بودجتم كه ديدم هنوز ننوشتي. اول مشقاتو مينوشتي بعد مي رفتي با چاوز بازي مي كردي. بازي كه دير نميشه. فردا خانومتون دعوات مي كنه ها. - بي خيال. من حالشو ندارم. برام مينويسي؟ - باشه ببينم چي ميشه. نبينم با بچه هاي بي تربيت بازي كني. خب؟ - نه... چقد گير ميدي .... فقط با فيدل و هوگو بازي مي كنم. كاري نداري؟ - نه....خدافظ. + شنبه بیست و سوم دی 1385 |
1- همان گونه كه رئيس جمهور محترم تاكيد مي كنند نظام سلطه هيچ غلطي نمي تواند بكند. آنها در حد تحريم برخي اقلام كه پيش از اين هم در اختيار ما قرار نمي دادند، پيش مي روند و به جهنم كه تحريم مي كنند كك مسئولين كه نمي گزد و مردم هم در صحنه اند و انرژي هسته اي هم حق مسلمشان.(يعني همان آش و همان كاسه :مردم مي شنوند اوضاع خوب است و به زور باور مي كنند كه آره بهتر از اين نمي شه ) 2- آمريكا و متحدانش بعد از تحريم هاي مختلف به ايران حمله مي كنند كه خود شامل چند احتمال است: الف- آنها باز هيچ غلطي نمي توانند بكنند ، ايرانيان با جان و دل از ميهن خويش دفاع مي كنند و بيني آنها را به خاك مي مالند و آمريكا مي پذيرد كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست. ب- آنها تنها تاسيسات هسته اي ايران را هدف قرار مي دهند و ايران هم چند موشك به اسرائيل مي زند و بعد ادامه تحريم و ايران همچنان استوار و مردم : آره بهتر از اين نمي شه. ج- آمريكا ايران را اشغال مي كند و .... 3- ايران با چين و روسيه به توافقات خوبي مي رسد و منافع آنها را به خوبي در نظر مي گيرد . 4- ايران پشت پرده يا در جلوي پرده با خود آمريكا به توافقات خوبي مي رسد. 5- آقاي احمدي نژاد مجددا نامه اي به جرج بوش مي نويسد و موضوع هسته اي ايران را با شفافيت به او توضيح مي دهد و خوب جرج بوش هم متوجه اشتباهش مي شود. توضيح : ممكن است چند احتمال از احتمالات بالا همزمان رخ دهد يا هيچ يك به وقوع نپيوندد. + پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 |
ديدگاه آقاي مصباح: خبرگان،رهبر جامعه اسلامي را انتخاب نمي كند بلكه تنها او را كه از جانب خدا تعيين شده كشف مي كند و براي رهبري جامعه به مردم معرفي مي كند. ديدگاه آقاي هاشمي: خبرگان هم ممكن است اشتباه كنند و تعيين رهبر توسط آنان يك انتخاب است و اين انتخاب آسماني نيست بلكه زميني است. با ديدگاهي كه جناب مصباح و هم فكرانش دارند نظارت بر رهبر جامعه اسلامي و نهادهايي كه مستقيما زير مجموعه اوست موضوعيت پيدا نمي كند ولي با ديدگاه آقاي هاشمي علاوه بر باز شدن راه نظارت بر رهبري بحث مدت دار شدن اين منصب نيز مي تواند باز شود . + سه شنبه نوزدهم دی 1385 |
شنيدن صداي استاد شجريان و سنتور استاد مشكاتيان و شعر حافظ و نوستالوژي ........... روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد كلاس زبان و درسهاي انباشته شده و تحقيق انجام نشده و من هر كاري مي كنم و هر چيزي مي خوانم جز درسهايم. خدا به خير كند اين ترم را. و اما يكي از دوستان كه غالبا با هم در مورد مسائل فلسفي، دين و سياست بحث مي كنيم ، از من خواست وبلاگي در مورد مسائل ماورايي ايجاد كنم و اگر افرادي در اين زمينه شخصا تجربياتي در زندگي داشته اند، با مراجعه به آنجا تجربه هايشان را بيان كنند. من به او گفتم اولا اين جور تجربه ها در كتابهايي به چاپ رسيده و مي رسد و در ثاني بر پايه ي اين تجربه ها هيچ استدلالي نمي توان كرد . ضمن اين كه در اين وبلاگ بازار، يك وبلاگ معمولي مراجعه كننده اي ندارد و يك سايت يا وبلاگ با تبليغات و مطالب به روز مي خواهد تا افراد جلب آن شوند كه بايد براي اين كار وقت گذاشت. البته او هم با من موافق بود. خوب من فعلا در حد اين نوشته به دغدغه ي او پرداختم . توضيح : بحث ما بر سر مسائل ماورايي ريشه در بحث هاي فلسفي دارد و صرفا براي ماجراجويي و سرگرمي نيست. ضمن اين كه در مورد اين مسائل ترديد ها و سوالاتي اساسي وجود دارد و فكر مي كنم تمام آن چه تحت اين عناوين ذكر مي كنند قابليت اثبات عقلي ندارند اما در مورد انكار آنها نيز به راحتي نمي توان قضاوت كرد. + دوشنبه هجدهم دی 1385 |
اين سالها جمله « انرژي هسته اي حق مسلم ماست » به يكي از پر كاربردترين جمله ها در ادبيات سياسي دولتمردان ايران تبديل شده است. نهاد اين جمله « انرژي هسته اي » و گزاره اش « حق مسلم ماست » مي باشد. اگر به جاي اين گزاره از گزاره ي « يكي از حقوق مسلم ماست » استفاده مي كرديم، مناسب تر بود. در دنياي امروز انرژي و تأمين آن داراي اهميت فراواني مي باشد و بحث انرژي هاي نو و از جمله انرژي هسته اي با توجه به محدوديت ذخاير انرژي هاي فسيلي مورد توجه جهانيان است و يكي از وظايف دولت چاره انديشي در همين جهت است. لكن نبايد از اين حق جامعه سو استفاده شود و با بي تدبيري نه اين حق را به دست آورد و نه به ساير حقوق مردم پرداخت. به نظر مي رسد دولت با شعار گرايي در اين زمينه، به نوعي اذهان مردم را از مطالبه ساير حقوق خويش منحرف مي كند و ادامه اين روند و بستن راه هاي مختلف براي به دست آوردن اين حق، مردم را حتي از ساير حقوقشان نيز محروم خواهد كرد. + شنبه شانزدهم دی 1385 |
باز هم شبهاي امتحان فرا مي رسد و ما در تب و تاب. باز هم بايد هموار كرد بر خود سختي شبهاي امتحان را و بار يك ترم تنبلي را بر دوش كشيد و حسرت خورد كه چرا از اول ترم نخواندم كه حالا راحت باشم. باز شب بيداري ها و دويست صفحه كتاب دست نخورده و خواندن هر صفحه و نگاه به ضخامت اوراق باقيمانده و چرت زدن و بيدار شدن و نگاه به ساعت و براي هر ساعت برنامه ريزي كه ساعت يك تا دو از صفحه 65 تا 85 و از ساعت دو تا سه از صفحه 85 تا 105 و ... و از ساعت شش تا هفت از صفحه 165 تا 185 با حساب هر ساعت بيست صفحه و تازه 15 صفحه مي ماند كه بي خيال. و باز بيدار شدن ساعت هفت و نيم صبح روي صفحه 65 و با عجله لباس پوشيدن و به اميد امداد غيبي. نامه فريد مدرسي درباره صدور احكام انضباطي در آستانه امتحانات + جمعه پانزدهم دی 1385 |
امروز با دوستان در مورد اوضاع جامعه مشغول صحبت شده بوديم و طبق معمول بحث به انتقادهاي مختلف از حكومت و دولت كشيده شد و عملكردهاي ناصواب جناب رئيس جمهور محترم را براي n اُمين بار نقد كرديم. و من در اينجا نمي خواهم آنها را مجدداً يادآوري كنم. صحبت درمورد اين عملكردها و انتقاد از آنها تا حدودي مفيد است و البته بايد اين حرفها زده شود. اگر هيچ جايي هم ترتيب اثر داده نشد، حداقل براي خود ما و مردم يادآوري آنها خوب است و لااقل در آينده چشم و گوشمان را بهتر و بيشتر باز مي كنيم. اما با خود فكر كردم اگر در كنار اين بحث هاي مقطعي به برخي مباحث جدي تر هم بپردازيم، بيشتر سودمند خواهد بود. من مطمئنم كه خردمندان و روشنفكران واقعي جامعه و نيز تحصيل كردگان بي تعصب ايران، امروز به اين واقعيت رسيده اند كه براي پيشرفت ايران و ايراني تنها راه، ايجاد يك دموكراسي همه جانبه است و تنها راه رسيدن به دموكراسي اين است كه مردم آن را بخواهند. و براي اينكه مردم دموكراسي واقعي را بخواهند، بايد سطح آگاهي هاي آنها بالا برود. يكي از وظايف دولت و حكومت در جامعه همين است، ولي در جامعه ما با توجه به شرايطي كه بر آن حاكم است، متأسفانه دولت و حكومت اين آگاهي ها را به مردم نمي رسانند؛ چرا كه آگاهي مردم را متضاد منافع خويش مي دانند. از اين رو به هر وسيله اي كه بتوانند سعي در ايجاد محدوديت براي رسانه هاي مستقل مي كنند. اينجاست كه نقش تحصيل كرده هايي كه در بين مردم هستند، برجسته مي شود. اگر هريك از ما به سهم خود در محيط هايي كه حضور داريم و به نوعي تأثيرگذار هستيم و در ارتباطاتمان با مردم، درباره ي حقوقي كه در جامعه دارند و سهمي كه بايد در اداره جامعه داشته باشند با آنها صحبت كنيم و درباره ي مزاياي دموكراسي و رسانه هاي آزاد و مستقل و حقوق و آزادي هاي شهروندي صحبت كنيم، نتيجه بهتري حاصل مي شود. + پنجشنبه چهاردهم دی 1385 |
سخنگوي دولت جزئيات تازه اي از طرح ساماندهي سايتها و وبلاگهاي ايراني ارائه كرد. ايشان در جلسه هفتگي خود با اصحاب رسانه ها، دلايل ساماندهي سايتها و وبلاگها را به اين شرح اعلام نمودند: 1- از آنجا كه برخي از اعضاي دولت هر از چند گاهي به سبب كار طاقت فرسا نياز به تفريحات سالم دارند، برنامه ريزي دقيق ما بر آن است كه آنها در سفرهاي خارجه اين خستگي ها را رفع كنند. طبق كار كارشناسي صورت گرفته يكي از برنامه هايي كه مي تواند به خوبي اين خستگي ها را به حداقل برساند، ديدن حركات موزون ضعيفه هاست. و از آنجا كه برخي از سايتها و وبلاگها در صددند تصاوير اين برنامه ها را كه ديدن تصويرش شرعاً حرام است،پخش كنند، در اين طرح با اين قبيل سايتهاي غير اخلاقي به شدت مقابله خواهد شد. 2- با بررسي هاي صورت گرفته شش شبكه تلويزيوني و شبكه هاي ماهواره اي العالم، الكوثر، سحر، جام جم1 و جام جم 2 و همچنين راديوهاي مختلف درون مرزي و برون مرزي قادر نيستند به طور كامل سفرهاي استاني هيئت دولت را پوشش دهند. و همانطور كه مستحضريد،در اين سفرها تعداد زيادي سخنراني در شهرهاي مختلف و همچنين سيصد چهارصد مصوبه در هر شهر داريم كه اين شبكه ها تنها مي توانند بخش كمي از آنها را گزارش كنند. در طرح ساماندهي ما درصدديم اين وظيفه ي خطير را به سايتها و وبلاگها بسپاريم تا همگي در خدمت به ملت، رايحه خوش ما را همه جا بپراكنند. 3- يكي از اقدامات جديد ما در طرح ساماندهي اين است كه سايتها و وبلاگهاي نمونه را تشويق كنيم و هر از چند گاه در جلساتي با حضور جناب آقاي مرتضوي در سالن هتل اوين از آنها پذيرايي و جوايز ارزنده اي نظير اشتراك رايگان سلول از يك تا چند سال به آنها تقديم كنيم. 4- هيئت دولت با صرف هزينه و وقت بسيار، مطالب و مدارك فراواني در مورد نادرستي هولوكاست به دست آورده كه ما در طرح ساماندهي اين روشنگري ها را از طريق سايتها و وبلاگهاي ساماندهي شده به گوش جهانيان مي رسانيم. 5- در طرح ساماندهي سايتها به منظور حفظ فضاي جامعه از مسايل غير اخلاقي، پاره اي از كلمات زشت كه سلامت روحي و اخلاقي جامعه را تهديد مي كنند، با عرض معذرت كلماتي نظير هاله و كوتوله، به صورت خودكار پس از استفاده از آنها، از مطالب سايت حذف مي گردد. 6- در اين طرح جاسوساني كه نمي توانند پيشرفت ايران را ببينند و با بيگانگان همسو هستند و در سايتها و وبلاگهاي پاك ايراني رسوخ كرده اند، شناسایي شده و دهان آنها با مهرورزي گل گرفته مي شود. 7- اين طرح مي تواند زمينه اشتغال سيصد تا چهارصد هزار نفر را فراهم آورد كه در كارنامه دولت برگ زريني به حساب خواهد آمد. در پايان به اطلاع شما مي رسانم كه در حكمي جناب زري بافان كه در انتخابات شوراها مورد لطف مردم واقع شده اند، به عنوان مسئول اين پروژه از سوي دولت انتخاب مي گردند. + چهارشنبه سیزدهم دی 1385 |
مخالفان اعدام ديكتاتور ممكن است به دلايل زير با اعدام او مخالفت كرده باشند: 1- هنوز بسياري از جنايات او و زواياي مختلف آنها پوشيده مانده و با اعدام ديكتاتور نمي توان به راز آنها پي برد. 2- از لحاظ رعايت موازين حقوق بشر اين اقدام مردود است. 3- اعدام ديكتاتور آيينه اي براي آينده ماست. پس براي اينكه اعدام او تبديل به رويه اي نشود با آن مخالفيم. 4- ما طرفدار افكار و عقايد او بوديم (احتمالا عده اي از افراطيون فسيل شده با افكار پان عربيسم). 5- اصولا مشي ديكتاتوري مورد پسند است. حداقل براي مردم جهان سوم اين روش جواب مي دهد. نه تنها با اعدام او مخالفيم، بلكه طرفدار حكومت او و امثال اوييم. (به هر حال هنوز عده اي دچار اين افكار هستند.) 6- او قبل از اعدام مرده بود و زندگيش در آن شرايط هر لحظه مرگي براي او بود. 7- اعدام او با پخش گسترده تصاوير تلويزيوني نوعي مظلوميت براي او به ارمغان آورد و طرفدارانش را جري تر ساخت. با نگاهي به اين طيف گسترده از دلايل مخالفت كه از بسته ترين تا بازترين تفكرات را شامل مي شود، مي توان پي به نكته مهمي برد و آن اهميت انگيزه و مقصود در مورد هر تحليل و عملي است و گاهي خود عمل چندان مهم نيست، بلكه انگيزه اهميت بيشتري دارد. + سه شنبه دوازدهم دی 1385 |
ما هستيم زيرا مي انديشيم و پر آشكار است كه انديشه از راه زبان پيموده و راه هاي تازه اي مي يابد. و چه بسا زبان خود انديشه است. پيشرفت هاي جهشي بشر در اين چند دهه، وامدار يكي از والاترين ابزارهاي گسترش انديشه بوده كه همانا رسانه است. اكنون بر آن نيستم كه از بسته بودن فضاي رسانه اي در ايران سخن به ميان آورم كه بسيار خردمندان فرزانه پيشتر بس سخن ها رانده و فريادها سر داده اند. پس از آن كه روزنامه هاي گوناگون در بستر تاريخ آرميدند و خروارها خاك نابخردي بر سرشان ريخته شد، از دل آن زمين آرام آرام جوانه هایي شاداب سر برآورد و در چشم به هم زدني همه جا پر شد از گلهاي خوشبويي كه نويد زادن انديشه هاي نو و بودن را مي داد. اين گلها در تور دهكده جهاني روييدند و هزاران انديشه در گلستان وبلاگ ها و سايت هاي مختلف، با رنگ و بوي تازه روزهاي بهتر را نوید دادند. خوشحال هستم كه مي بينم در ميان اين گلستان ها، گلهايي هستند كه گل بوته هايي بسيار زيبا دارند و بذر انديشه را با هر نسيم به پرواز در مي آورند و مي توانند شوره زارها را نيز پس از لختي سرسبز كنند. بر ماست دوش بر دوش هم شايسته وار از گلستانهايمان پاسداري كنيم و نگذاريم كه داسهاي بيداد كه بويي از خوش بويي نبرده اند و ديده شدن خويش را در گرو نابودي گلهاي انديشه مي بينند، كاري از پيش برند. همبستگي ما مي تواند پيامي براي بيدادگران و نويدي براي فرزانگان باشد. در ادامه این گفتار و این گفتار و این گفتار و این خبر را نیز بخوانید. + دوشنبه یازدهم دی 1385 |
با خود مي انديشيدم در آغاز چه بنويسم و از كجا؟ سرانجام به اينجا رسيدم كه از نوشتن مي بايست كه سر باز زد و انديشيدم كه مرا با نگاشتن در وبلاگ چه كار؟ و پشيماني از اين ميل. پس كار را رها كردم و به گوشه اي پناه بردم كه ندايي دروني باز بر آنم داشت تا به انديشه ي پيشين بازگردم و اينگونه بود كه رويدادهاي اين چند روزه را از نو در سر گذراندم. ابتدا به چند روز پيش كه بيهوده راي دادم، هرچند كه از پيش برايم آشكار بود كه در قم هيچكدام از نامزدهايم برنده نيستند. ولي باز كردم آنچه نمي بايد. دو ديگر چشم بر نتيجه تهران داشتم كه در پايان هرچند اندك مرا خشنود كرد. سه ديگر نابودي ديكتاتور كه شايد از سويي داد بود ولي انديشيدم كه او افشره و خواست مردم بود كه نخواستند جور ديگري كشورشان بچرخد و اگر مي خواستند او ديكتاتور نمي شد و اكنون شايد ريسمان بر گردنش نمي افتاد. و حالا شادند كه بايد اشك بريزند بر خود كه نخواستند سرنوشت خويش، خود بنويسند. + یکشنبه دهم دی 1385 |
|
| ||||||